گفتم : به کجا؟
گفت : به خلوتگه دوست...
گفتم : تو مگر فاصله ای میبینی؟
بین دل و آن کس که دلت منزل اوست؟
در دلم زنده نگه داشته ام یاد تو را
...از خدا می طلبم زندگی شاد تو را
عکس رخساره ماهش را داد ...
گفتمش همدم شب هایم کو ...
تاری از زلف سیاهش را داد ...
وقت رفتن همه را می بوسید ....
به من از دور نگاهش را داد ....
یادگاری به همه داد و به من ....
انتظار سر راهش را داد ....


شوق سفر نداشتی ,
قصد گذر نداشتی ,
من با تو زنده بودم , اما خبر نداشتی ,
اما خبر نداشتی ...
رفتی و توی قلبم یادتو جا گذاشتی ,
روی تموم حرفات , یک دفعه پا گذاشتی ,
یک دفعه پا گذاشتی ....
بی تو کدوم ستاره پا به شبم بذاره ؟
ابر کدوم آسمون رو تشنگیم بباره ؟
بی تو چی مونده با من ,
جز یه صدای خسته ,
جز یه نگاه خاموش ,
جز یه دل شکسته, جز یه دل شکسته......
بال و پرم بودی خبر نداشتی ,
تاج سرم بودی خبر نداشتی ,
سایه به سایه هر طرف که بودم ,
همسفرم بودی خبر نداشتی .....
پر زدی و ندیدی بال سفر نداشتم ,
گفتی رها شو اما, من دیگه پر نداشتم ...
لـذت دوسـتی با پابرهنـگان در این است که:
مطمئـنی ریگی به کفـش ندارند...

مهرت ای دوست زمانی ز دلم پاک شود
که همه پیکر من زیر زمین خاک شود...
روی شعرم ستاره می بارد
در زمستان دشت کاغذها
پنجه هایم جرقه می کارد
شعر دیوانه ی تب آلودم
شرمگین از شیار خواهشها
پیکرش را دو باره می سوزد
عطش جاودان آتش ها
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
از سیاهی چرا هراسیدن
شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب به جای می ماند
عطر سکر آور گل یاس است
آه بگذار گم شوم در تو
کس نیابد دگر نشانه ی من
روح سوزان و آه مرطوبت
بوزد بر تن ترانه من
آه بگذار زین دریچه باز
خفته بر بال گرم رویاها
همره روزها سفر گیرم
بگریزم ز مرز دنیاها
دانی از زندگی چه می خواهم
من تو باشم ، تو ، پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو ، بار دیگر تو
آنچه در من نهفته دریایی ست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین توفانی
کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو می خواهم
بروم در میان صحراها
سر بسایم به سنگ کوهستان
تن بکو بم به موج دریاها
بس که لبریزم از تو می خواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه ی تو آویزم
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست ...
بر نگه سرد من به گرمی خورشید
می نگرد هر زمان دو چشم سیاهت
تشنه این چشمه ام چه سود خدا را
شبنم مرا نه تاب نگاهت
جز گل خشکیده ای و برق نگاهی
از تو در این گوشه یادگار ندارم
زان شب غمگین که از کنار تو رفتم
یک نفس از دست غم قرار ندارم
ای گل زیبا بهای هستی من بود
گر گل خشکیده ای ز کوی تو بردم
گوشه تنها چه اشک ها فشاندم
وان گل خشکیده را به سینه فشردم
آن گل خشکیده شرح حال دلم بود
از دل پر درد خویش با تو چه گویم
جز به تو درمان درد از که بجویم
من دگر آن نسیتم به خویش مخوانم
من گل خشکیده ام به هیچ نیرزم
عشق فریبم دهد که مهر ببندم
مرگ نهیبم زند که عشق نورزم
پای امید دلم اگر چه شکسته است
دست تمنای جان همیشه دراز است
تا نفسی می کشم ز سینه پر درد
چشم خدا بین من به روی تو باز است

یعنی باید باور کنم دیگه نیستی...
یعنی باید باور کنم واسه همیشه تنهام گذاشتی...
یعنی باید باور کنم با یکی دیگه هستی...
یعنی باید باور کنم خوشبخت ترین پسر دنیا یکی دیگست نه من...
چه زود رفتم از یادت...شاید اصلاً تو یادت نبودم که بخوام برم...
خدایا هرجا هست مواظبش باش...

روی قبرم بنویسید کبوتر شدو رفت...
زیر باران غزلی خواند، دلش تر شد و رفت...
چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم
آنقدر غرق جنون بود که پرپر شدو رفت
روز میلاد همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی میلاد برابر شدو رفت...












شعله گفت کاش روزی به شمعدان میرسیدم،
شمع بدون اینکه حرفی
بزند ذره ذره آب شد تا شعله به آرزویش برسد!












سنگ هایی که من از یاد تو بر سینه زدم
خانه ای میشد اگر خانه بنا میکردم...
![]()
![]()
![]()
ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم،در حالیکه قلبت از محبت بی نیاز است...
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود...
بگذار نامت را تکرار کنم،نامت زیباست،دلنشین است...
تو چه داشتی که مرا اینگونه طلسم کرده ای....من اینگونه نبودم،تو مرا با عشق آشنا کردی...
![]()
![]()

![]()
منتظر کسی باش که، اگه در ساده ترین لباس بودی،
حاضر باشه تو رو به همه ی دنیا نشون بده
و به همه بگه این همه ی دنیای منه...

![]()
میرسد روزی که بی من روزها را سر کنی
میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
میرسد روزی که تنها در کنار عکس من
نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی...
![]()

بعضی ها تو غصه هاشون گم میشن و
بعضی ها تو شادی هاشون غرق میشن...

برای لاغر شدن، از بشقاب و رومیزی آبی رنگ استفاده کنید.
رنگ آبی اشتها را کم میکند!
اگر مضطرب هستید و فشار عصبی طاقت شما را بریده است، از رنگ سبز استفاده کنید.
رنگ سبز آرامبخش است و فشار خون را کاهش میدهد!
اگر بیحال و حوصله هستید، رنگ نارنجی را برگزینید، هنگام استحمام صبحگاهی از حوله و ابزار نارنجی استفاده کنید.
رنگ نارنجی بیحالی شما را از بین میبرد.
چنانچه از کم خونی رنج میبرید، میوههای قرمز رنگ مانند گیلاس، توت فرنگی و گوشت قرمز مصرف کنید!
بهتر است آدم های افسرده، لباس زرد رنگ بپوشند. غذاهای زرد بخورند و چیز های به رنگ زرد را در پیرامون خود داشته باشند.
رنگ زرد سطح انرژی را بالا برده و از افسردگی پیشگیری می کند.
اگر کم خواب هستید وسایل اتاق خواب را بنفش کنید، یا از چراغ خواب به رنگ بنفش ستفاده کنید.
رنگ بنفش آرامش دهنده و خوابآور است.



وجه اشتراكات پيشنهادي براي برخورداري از يك رابطه رضايت بخش پس از ازدواج...
1- اعتقادات و ارزشهاي اساسي و مهم در رابطه با اخلاقيات، مذهب، مسائل فرهنگي، سياسي و معنوي.
2- روش زندگي. ميزان نياز و ميل به عطوفت، محبت و در كنار يكديگر بودن. نحوه تعليم و تربيت فرزندان. معيارهاي بهداشت و نظافت فردي و نظم و ترتيب. داشتن و يا نداشتن فرزند. اعتقادات نسبت به تقسيم كار و مسئوليت ها.
3- سطح نياز و تمايل به فعاليتهاي اجتماعي (نوع فعاليت و تناوب آنها). ميزان معاشرت با خانواده، دوستان و ديگران.
4- سطح تحصيلات.
5- پايگاه اجتماعي و اقتصادي.
6- اهداف مهم زندگي شخصي.
8- نگرش شما به ازدواج، پول و رابطه جنسي.
نكته: در ابتداي رابطه ار آنجايي كه احساسات در اوج خود ميباشند، ممكن است موارد فوق بي اهميت جلوه كنند. اما بي اعتنايي به هر كدام از آنها ميتواند به شكست در رابطه منجر گردد.
نكته: با اينكه موارد فوق بطور 100 درصد نميتواند متضمن يك ازدواج رضايت بخش باشند، اما عدم توجه به آنها به حتم رابطه را با خطر ناكامي مواجه ميسازد.
نكته: البته احتمال اينكه دو فرد در تمام موارد مذكور با يكديگر همخواني داشته باشند، بسيار اندك است. اما بايد تا حد امكان هنگام همسر گزيني آنها را لحاظ كرد.
اجتناب از اشتباهات رايج:
1- انكار و يا ناديده گرفتن اطلاعاتي كه تاكنون از طرف مقابلتان كسب كرده ايد و نشانه يك مشكل و يا رفتار نامناسب است.
2- تنها بر روي جنبه هاي مثبت تمركز كردن. عدم تمايل به شناخت ضعف ها، محدوديتها، جنبه هاي منفي و عادات ناپسند طرف مقابل. شما بايستي منصفانه جنبه هاي منفي و مثبت فرد مقابل خود را ببينيد و مورد ارزيابي قرار دهيد.
3- تصميم گيري درباره اينكه فرد مقابلتان مناسب و درخور شماست يا خير، هنگامي كه ديوانه وار عاشق وي شده ايد و يا در مراحل نخست رابطه به سر مي بريد. هنگامي كه شما ديوانه وار عاشق كسي هستيد، از احساس خود لذت ببريد، اما محتاط باشيد. در اين وضعيت شما در يك حالت خلسه و سرخوشي شگفت انگيزي به سر مي بريد و براحتي توسط احساسات خود گمراه مي شويد. بنابراين در اين مقطع و برهه حساس هيچگونه تصميم مهمي اتخاذ نكنيد. اجازه دهيد اين احساسات خوشايند فروكش كنند و سپس در مورد فرد مقابل و رابطه خود تصميم نهايي را اتخاذ كنيد.
4- ناديده گرفتن احساسات خودتان. چنانچه شما در كنار فرد مورد نظرتان احساس خوبي نداريد، از اينكه خودتان باشيد بيم داريد، و يا قادر به صحبت كردن در مورد برخي مباحث خاص و يا مسائل حساس نيستيد، از وي صرفنظر كنيد و به جستجوي خود ادامه دهيد. چنانچه به طرف مقابل خود اعتماد نداريد و يا هنوز بطور كامل مورد پذيرش وي قرار نگرفته ايد، به فرد مقابل خود بعنوان يك شخص ويژه و مهم در زندگي خود ننگريد.
5- انتخاب فردي كه نياز به تغيير دارد. تصور كنيد كه قادريد وي را تغيير داده و به وي رفتار صحيح را بياموزيد، در زندگي هدايتش كنيد و يا آنقدر دوستش داريد كه قادريد از كاستي ها و عيوب وي چشم پوشي كرده و آنها را تحمل كنيد.
6- انتخاب فردي كه به شما نياز دارد. فردي را برگزينيد كه شما را دوست دارد و تمايل دارد در كنار شما باشد. نه كسي كه به شما محتاج است. چرا كه ممكن است پس از برآورده شدن نيازش در آينده، ديگر خواهان شما نباشد.
7- وارد رابطه اي نشويد در حالي كه كماكان عشق پيشين خود را فراموش نكرده ايد، و خاطرات گذشته و اندوه از دست دادن شريك پيشين از ذهن و دل شما بطور كامل خارج نگشته است.
8- هميشه مهربان و سازگار بودن، همواره به فكر خوشحال كردن و راضي نگه داشتن طرف مقابل بودن، انجام ندادن كاري كه طرف مقابل را ناراحت كند. و يا تلاش فراوان براي آنكه طرف مقابل شما را دوست داشته باشد. رابطه بايد براي هردوي شما مفيد و موثر باشد. مسئوليت شكل دهي اين رابطه مفيد و موثر نيز به عهده هر دوي شماست.
چند نکته ی مهم دیگه رو میتونید تو ادامه ی مطالب بخونید...
ادامه مطلب

به گفته ی سعدی : آنکه دست از جان بشوید ، هر چه در دل دارد بگوید .
در مسیر عشق باید همیشه مسافری بود که آماده ی کوچ کردنیم .
اوج یک احساس و شکوه عشق ، در انعکاس و ابراز آن است .
یک انسان سالم ، عمیق ترین احساسات باطنی خود را بروز می دهد و انسانی ناسالم ، قدرت ابراز و بیان عشق و عواطفش را در خود نمی بیند .
جامعه ای که در آن فرد نتواند از عمیق ترین احساسات درونی اش با خود بگوید و پدر و مادر نتوانند در مقابل دیگر اعضای خانواده ، عشق و محبت خود را بروز دهند ، اجتماعی مرده و کالبدی بی جان از انسان های به شدت نیازمند مهر و محبت و عشق است .
ابراز احساسات ، ما را در عمق وجود همدیگر غوطه ور می سازد و به ما فرصتی می دهد تا که نواقص و موانع خود را بیشتر بشناسیم و به یاری همدیگر ، بهتر به سوی رشد و تعالی و موفقیت حرکت کنیم .
ابراز عشق و محبت ، جریان آن را در وجود و زندگی مان تسریع می بخشد و هر لحظه اثرات نفرت و درد و رنج و مشکلات را از روح و جسم و جان ما می زداید و با خود می برد .
ثروتمند بودن و احتکار ثروت حماقت است . ثروت را می بایست به جریان انداخت تا به جای اینکه ثابت بماند ، رشد کند . و مثال عشق هم چنان است . عشقی که در قلب بماند و ابراز نشود ، درد و بلا است و زندگی آدمی را نه تنها رشد نمی دهد بلکه آن را به رکود می کشاند . هنگامی که عشق ما عیان شد ، می توانیم قدرت و خلوص و اثرات مثبت آن را ببینیم . کسی که با تمام وجود عشق خود را ابراز می کند ، می تواند انسان واقعا مسئولیت پذیر و موفقی باشد .
ابراز عشق ، باعث جریان بیشتر عشق و عاشق تر شدن عشاق می شود . ابراز و بیان عشق حتی باعث جاری شدن عشق و مهر و محبت در جامعه هم می شود .





شمائي كه قرار است ازدواج كنيد، آيا ميزان تطابق خود با موضوعات مختلف زندگي را ميدانيد؟ در مورد خريد منزل و كارهاي روزمره چطور؟ آيا بچههايي را كه در آينده دور و بر شما را پر ميكنند درنظر گرفتهايد؟ در مورد بزرگكردن فرزندان چه ميدانيد؟ به ياد داشته باشيد تفاوتهايي كه آنها را پيشبيني نكردهايم، مي توانند آنچنان زندگي ما را تحتالشعاع قرار دهند كه فكرش را هم نميتوانيد بكنيد. همين تفاوتها و اختلافهاي از قبل پيشبيني شده هستند كه زندگي مشترك را تخريب ميكند.
قبل از ازدواج اين 25 سئوال را حتماً از همسر آينده خود بپرسيد .
پاسخ بعضي سوِالات به زمان زيادي احتياج دارد. براي پاسخ به اين سوِالات بهتر است هر دوي شما وقت بگذاريد. نگذاريد نداشتن پاسخ براي يك سوِال مانع بررسي ساير سوِالات شود. اگر پاسخ يك سوِال به تفكر بيشتري احتياج دارد ، فعلاً از آن بگذريد و به سراغ سوِال بعدي برويد. يادتان باشد بهترين ازدواجها بر مبناي پايه و اساس محكم و قوي استوار شدهاند.
قبل از ازدواج اين 25 سئوال را حتماً از همسر آينده خود بپرسيد:
1) آيا شما ميخواهيد بچهدار شويد؟ اگر مايليد چند فرزند؟
2) اگر زماني مشخص شد من يا شما قادر به بچهدار شدن نيستيم، آيا قبول داريد كه فرزندي را از پرورشگاه بپذيريم و بزرگ كنيم
3) اگر در آينده صاحب فرزند شويم، آيا حاضريد او را به مهدكودك بفرستيم؟ در غير اين صورت چه كسي از او نگهداري خواهد كرد؟
4) آيا مادر بايد از شغل خود چشم بپوشد و از فرزندان نگهداري كند؟ در اين صورت وضعيت مالي زندگي مشترك به چه وضعي در خواهد آمد؟ آيا مرد خانه قادر است در اين صورت زندگي را به تنهايي اداره كند؟
5) تعطيلات را چگونه بگذرانيم؟ آيا برنامه تعطيلات را دو نفري خواهيم گذراند يا حتماً بايد با فاميل به تعطيلات برويم؟
6) در مواقعي كه جر و بحث پيش ميآيد ، چه واكنشي نشان ميدهيد؟ آيا عصباني ميشويد؟ در صورت عصبانيت چه رفتاري از خود نشان ميدهيد؟
7) نظر شما در مورد تعهد به زندگي چيست؟ در صورت خيانت از طرف خودتان يا من چه واكنشي نشان ميدهيد؟
8) در مورد فرزندان چه رفتار و انطباقي مدنظرتان است؟
9) عقايد مذهبي شما چگونه است؟
10) در مورد روابط زناشويي چهنظري داريد؟
11) در مورد مسائل مالي چهنظري داريد؟ درآمد هركدام از ما چگونه خرج ميشود؟
12) هزينههاي زندگي بر چه مبنايي تعيين ميشود؟ منبع درآمد چگونه است و آيا كفايت زندگي مشترك را ميكند؟ آيا امكان پسانداز وجود خواهد داشت؟
13) 2 سال، 5 سال، 10 سال و 20 سال آينده، خود را چگونه ميبينيد؟
14) ساعات خواب و بيداري و كارتان چگونه است؟ صبحها زود بلند ميشويد؟ آيا عادت داريد شبها تا ديروقت بيدار باشيد؟
15) چهكسي مسئول خريد منزل، پخت و پز و تميز كردن است؟ آيا در اين زمينه كمك ميكنيد؟ 16) عادت خرجكردن پول در شما چگونه است؟ هر ماه چه ميزان پسانداز ميكنيد؟
17) آيا در خانواده شما سابقه بيماري رواني وجود دارد؟
18) در مورد مسائل زير ، اهداف طولانيمدت و كوتاهمدت شما چگونه است: شغل، فرزندان، مالكيت منزل و هر نوع متعلقات كه به هر دوما مربوط است؟
19) كجا زندگي خواهيم كرد؟ محل سكونت و منزل ما كجا و با چه شرايطي خواهد بود؟
20) شهر محل سكونت ما كجا خواهيد بود؟ آيا اين شهر تغيير ميكند؟
21) آيا شغل شما به صورتي است كه مجبوريد شبها كار كنيد؟
22) آيا براي همسر آينده خود محدوديتهايي در ذهن داريد؟
23) وقتي استرس داريد، ناراحتيد و يا درگيري ذهني شديدي داريد، بهترين روش كمك به شما چيست؟
24) اگر در ازدواج مشكلي پيش بيايد، تا چه مدت ميتوانيد صبر كرده و مشكل را حل كنيد؟ آيا مسئلهاي در ذهنتان وجود دارد كه اگر در زندگي مشترك بروز كند بهنظرتان غيرقابل ترميم و جبران است؟
25) پنج روش كوچكي كه شما به وسيله آن هر روز ميتوانيد به همسرتان بگوييد و نشان دهيد كه دوستش داريد (البته بدون آنكه همسرتان تقاضا كند) چيست؟
پاسخ بعضي سوِالات به زمان زيادي احتياج دارد. براي پاسخ به اين سوِالات بهتر است هر دوي شما وقت بگذاريد. نگذاريد نداشتن پاسخ براي يك سوِال مانع بررسي ساير سوِالات شود. اگر پاسخ يك سوِال به تفكر بيشتري احتياج دارد ،فعلاً از آن بگذريد و به سراغ سوِال بعدي برويد. يادتان باشد بهترين ازدواجها بر مبناي پايه و اساس محكم و قوي استوار شدهاند.
دلایل نادرست شروع رابطه یا ازدواج کدامند ؟ چه کارهایی می توانید انجام دهید تا همسر مناسب را مانند یک مغناطیس به زندگی خود جذب کنید ؟ بهترین و ساده ترین روش برای یافتن همسر ایده آل آن است که خود را شبیه او سازید تا او شما را پیدا کند !
البته نه اینکه تظاهر کنید بلکه به راستی ویژگی هایی را که می خواهید همسر آینده تان داشته باشد ، اول در خودتان ایجاد کنید .
اکنون دلایل نادرست شروع روابط یا ازدواج را بررسی می کنیم .
نخستین دلیل نادرست برای شروع رابطه یا ازدواج ، فشار سنی است . بدین معنی که ساعت بیولوژیکی شما تیک تیک می کند و به سال های آخر باروری نزدیک می شوید و سنتان بالا می رود . گاهی اوقات فکر می کنید می بایست تا سن خاصی ازدواج کرده باشید . یا اینکه همه ی دوستانتان ازدواج کرده یا نامزد دارند و فقط شمایید که تنهایید و ممکن است این فشار از جانب خانواده ها اعمال شود . گاهی فشار اجتماع است که باعث می شود توقع ها و انتظارهای خود را پایین بیاورید و از استانداردهایتان بگذرید و به ازدواجی نادرست تن در دهید . بسیاری از ما تسلیم این فشار می شویم زیرا نمی خواهیم با دیگران فرق داشته باشیم . دوست داریم ما هم جزوی از گروه باشیم . اگر از سنی که اجتماع برای ازدواج شما در نظر گرفته ، اندکی گذشته است هرگز به این معنا نیست که گوسفند سیاه گله هستید . اجازه ندهید قبل از آنکه همسر مطلوب خود را بیابید هیچ مساله ای شما را مجبور به ازدواج کند . هرگز برخلاف میل واقعی خود و بنابر اصرار طرف مقابل با او رابطه برقرار نکنید یا در رابطه ای که می دانید می بایست هر چه زودتر آن را ترک کنید باقی نمانید .
دلیل نادرست دوم درماندگی و احساس تنهایی است که بسیار مخرب است . احساس تنهایی بیشتر از ناحیه ی ضعف ارتباطی با خودتان است نه تنهایی فیزیکی . با خود بودن تنها بودن نیست . هرگز نباید احساس تنهایی کنید . نباید در شهری که حدود نیمی از جمعیت آن را مجردها تشکیل می دهند ، احساس تنهایی کنید . اگر اطرافیانتان همه ازدواج کرده و متاهل اند ، و شما در کنار آنها ناراحتید ، سعی کنید چند دوست مجرد برای خود پیدا نمایید تا اوقات خوشی را با آنان بگذرانید . بسیاری از ما اگر می دانستیم چگونه کمی بهتر از خودمان مراقبت و مواظبت کنیم ، کمتر احساس تنهایی می کردیم . هنگامی که خیلی تنهایید ، این خطر تهدیدتان می کند که از روی ناچاری و تنهایی با هر کس از راه رسید ازدواج کنید .
دلیل سوم ، فشار و گرسنگی جنسی است . بدترین و خطرناک ترین دلیل برای ازدواج آن است که شهوتی باشید ! گرسنگی جنسی هرگز دلیل موجهی برای ازدواج نیست . احساسات قلبی خود را از شهوترانی جدا کنید . باید بتوانید این دو را از هم تشخیص دهید . مطمئن باشید که آنها را باهم اشتباه نمی گیرید . زیرا بسیاری از ما خود را در روابطی نادرست و ناسالم درگیر می کنیم فقط به این دلیل که شهوانی است . جاذبه یا انرژی جنسی بر ما غالب می شود و ما را به دردسر می اندازد و مجبوریم درد و رنج بسیاری را تحمل کنیم . گرسنگی جنسی مجوزی برای ازدواج نیست .
رابطه یا ازدواج موفق به سه رکن نیازمند است : جاذبه ی جسمانی – تفاهم – تعهد
هرگز نمی توانید تفاهم و تعهد را فراموش کنید و فقط به جاذبه ی جسمانی بپردازید .
تفاهم مهم ترین رکن محسوب می شود که هرگز نمی توانید آن را نادیده بگیرید . تعهد و جاذبه ی جنسی نیز همین طور . جاذبه ی جنسی بدون تفاهم و تعهد به جز درد و رنج ارمغانی برایتان نخواهد آورد که به مراتب از تنهایی بدتر است .
دلیل چهارم برای ازدواج نادرست ، سرباز زدن از رویارویی با مسائل زندگی خودتان است . یعنی با مشغول شدن به جزئیات زندگی طرف مقابل ، از درد و رنج و کاستی های خودتان غافل بمانید .
زندگی ، شغلی تمام وقت و بدون مرخصی است ، البته هر گاه رهرو و مسافری خودآگاه باشید . خودآگاهی آن نیست که یک یا دو بار در ماه در سمیناری شرکت کنید و یا کتابها یا مجلاتی را مطالعه کنید و بعد هم همه ی مطالب را فراموش نمایید . می بایست به دنبال کیفیت واقعی باشید .
اشتباه پنجم برای درگیر شدن در روابط ، فرار کردن از رشد و تغییر شخصی است . به ویژه برای کسانی که دوست دارند دیگران به آنها محبت کنند . درست مانند کودکی که دوست دارد دیگران در حق او مادری یا پدری کنند و مانند کودک ، احساس مسئولیت چندانی برای خود قائل نیستند و دوست دارند دیگران بار مسئولیت آنان را به دوش بکشند . بگذارید حقیقتی را به شما بگویم ؛ مردها عاشق زن هایی هستند که به آنان وابسته نباشند و بتوانند روی پای خودشان بایستند . این روحیه ی مردهای امروز است اما زن ها از این موضوع غافل اند و نمی دانند مرد بودن چه وظیفه و مسئولیت سنگینی است و مردها چه فشارهایی را تحمل می کنند . پسرها از همان آغاز تولد ، با این فشار بزرگ می شوند که باید نان آور باشند و کار کنند و از همه حمایت نمایند . همیشه مردها مجبورند از زن ها خواستگاری کنند یا سر صحبت و آشنایی را باز کنند . یا تقاضای عشق ورزی نمایند و زن ها باید فقط بله یا نه بگویند . در حالی که زن ها از ابتدای تولد چنین برنامه ریزی نشده اند که کار کنند و شاغل باشند . اما این مسئولیت در حافظه ی ژنتیکی مردها حک شده است و به هزاران هزار سال پیش و نسل ها قبل برمی گردد و باعث می شود مردها فشارها و در نتیجه انرژی هایی را در خود احساس کنند که زن ها هرگز احساس نمی کنند و این همان مطلبی است که زن ها می بایست در باره ی آن بیاموزند تا مردها را بهتر درک کنند . مردها شایسته ی محبت و توجه زیادی هستند . زن ها نیز همین طور؛ اما فشارها و نگرانی هایی که زن ها تحمل می کنند بسیار متفاوت است . پس هنگامی که با این دید به رابطه یا ازدواج وارد شوید که با خود ، نیرو ، توان و اعتماد به نفس به همراه بیاورید و برای رابطه و ازدواجتان از خودتان مایه بگذارید ، تفاوت های بسیاری را در آن زندگی و ازدواج رقم خواهید زد . زن ها می بایست مردها را بهتر بشناسند و نیازهای آنان را بهتر درک کنند و مردها نیز می بایست زن ها و نیازهایشان را بهتر درک نمایند و به خاطر سپردن این موضوع بسیار مهم و حیاتی است .
دلیل ششم برای برقراری رابطه یا ادامه ی آن احساس گناه است . احساس گناه به این معناست که نمی توانید کسی را ترک کنید یا به او نه بگویید زیرا می ترسید برنجد و قلبش بشکند و در نتیجه به رابطه ای تن می دهید که نمی خواستید حتی به آن وارد شوید . احساس گناه دلیل یا مجوزی برای بودن با کسی نیست . عشق برخاسته از احساس گناه ، عشق کثیفی است . چنانچه تعجب کردید ، می توانید نفس عمیقی بکشید . عشق برخاسته از احساس گناه ، عشق زشتی است و در پایان به نفع هیچ کس نیست و به همه آسیب می زند . به ویژه به کسی که برای او خواسته ها و نیازهایتان را زیر پا می گذارید .
اشتباه هفتم ، پر کردن کمبودهای روحی – روانی است . این خود شمایید که می بایست کمبودهای روحی تان را پر کنید . البته نه به این معنی که کس دیگری نباید به شما کمک کند یا رضایت روحی شما را فراهم کند . اما این خود شمایید که می بایست متعهد به اغنای روحی خودتان باشید . این شما هستید که باید بتوانید بگویید : "من یک هدیه هستم ، مرا باز کن!" این شمایید که می بایست بتوانید با افتخار و با اعتماد به نفس تمام بگویید : "من بسته ای پر از سورپریزهای خوشایند و زیبا هستم" . این مرام و منش ، برتر و شایسته است و برای رسیدن به این مرحله می بایست از قبل خود را اغنا کرده باشید نه اینکه پوچی هایتان را با خود به رابطه و ازدواجتان ببرید و آن ها را سر همسرتان خالی کنید . هیچ امری زیباتر از آن نیست که دو نفر بتوانند به هم بگویند : "ببین برای ورود تو چه چیزهایی را کنار گذاشته بودم" و سپس دستهایشان را رو کنند و یکدیگر را با هدایای روحی و معنوی فراوان سیراب کنند .
خودتان را جمع و جور کنید . منتظر نشوید ازدواج کنید تا سر و سامان بگیرید . همین الآن به خودتان ، زندگی تان ، شغل تان و ... سر و سامان دهید .
عشق را بجویید تا بیابید - باربارا دی آنجلیس

در دل کاخ مجلّل به جز اندوه مجوی...
که سعادت همه در کلبه ی درویشانست...



